×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱۹ آذر - ۱۳۹۷  

یکشنبه های لب هایت'

احساس میکنم که از دور می آیی همچون خواب خواب میروی دروجودم،دروجودم میروی باخواب آنگاه از تمام زوایای ادراک که احساست میکنم نزدیک نزدیک و نزدیک تر میروی تا انتهای دور تمام زوایای احساسم بسان خواب...
میروی...
بدون خداحافظی...
بدون سلام...
این رفتن از جداشدن نمی آید نه...
رفتنی است گرمابخش تر از آمدن های بدون ماندن...
ازدور دور دور چون حس پروانه های برخواسته از سینه های اسرار آمیز پر رمزو راز...
راز ها را....
رازها را شمع چشمان می افشانی تا بسوزاند رقص پروانه های از سینه برخواسته ات را آه تاکی چگونه چرا میسوزانی نسوزان نه ای مادر بالهای مخملین و رنگین نه نسوزان بگذار برخیزند و بنشینند بر آگاهی من از خواستنت آه آری بگذار بگذار این احساس از دور چون خواب بیاید و برود در این جان....
هیچ هیچ هیچ ایراد ندارد اگر این جان بسوزد تو گرچنین میخواهی بخواه که خواهان تو یک لحظه آگاهی از لطافت پروانه های قلب تو را از هزار هزار زمان بدون فهم تو انتخاب میکند، میکند انتخاب این آتش گرفتن را بعد ازاندکی آگاهی در شعله های چشم تو...
چشم تو...
چشمان تورا بخواهم بگویم ای مهپاره تورا کم خوانده ام...
کم خوانده ام واین خطای بزرگی ست که نه نمیکنم این اشتباه حقارت آمیز را برتو...
تو...
تورا صدامیزنم به موج نور...
به یکشنبه های لب هایت...
نه ازجسم...
تجسم...

 

اميد