×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱۹ آذر - ۱۳۹۷  

دشتستان بزرگ: گفت و گو با قهرمانان ورزش دشتستان کار ساده ای است چرا که ورزشکاران ما ساده و بی آلایش حرف می زنند، توقع خاصی ندارند، حرف دلشان با رفتارشان یکی است، همینکه پای حرفشان بنشینی و آنها درد دل کنند برایشان کافی است، این هفته با دانیال بی باک، همکلام شدیم؛ قهرمان دو و میدانی کشور ...

-لطفا خودتان را معرفی کنید:

 دانیال بی باک هستم فرزند حسین بی باک. متولد 14/3/81. در حال حاضر در کلاس یازدهم رشته تجربی در مدرسه شاهد مشغول به تحصیل هستم. در رشته دو و میدانی، ماده 400 متر با مانع کار می کنم. یک برادر از خودم بزرگتر دارم که در رشته بستکتبال فعالیت داشت ولی در حال حاضر دانشجو می باشد.

-ورزش را از چه زمانی شروع کردید؟

ورزش را در رشته ژیمناستیک از 5 سالگی به کمک پدرم و دوست او (آقای ابوالفتحی) شروع کردم. آقای ابوالفتحی دوست پدرم هستند و کمک های فراوانی به من کردندمن به صورت هدف دار وارد ژیمناستیک شدم. زیرا برای موفقیت در رشته های دیگر ورزشی به بدنی نرم و انعطاف نیاز است. در واقع هدف اصلی من سنگنوردی بود. به همین دلیل پدرم من را در این رشته ثبت نام کرد. بعد از ژیمناستیک و در 11 سالگی دررشته سنگ نوردی شروع به فعالیت کردم. سنگ نوردی را زیر نظر آقای اقدسی دنبال کردم. در رشته ژیمناستیک همان اوایل، در سطح استان مقام آوردمدر رشته سنگ نوردی در سال 94 موفق به کسب طلای استان شدم و در سال 95 نیز طلای لیگ خلیج فارس در جنوب ایران را کسب کردم. در دوران فعالیت های ورزشی ام، ورزش والیبال و نجات غریق را نیز تجربه کردم و توانستم در این زمینه ها نیز مقام بیاروم.

-به چه دلیل به رشته سنگنوردی علاقه مند شدید؟

پدرم کوهنورد هستند و من مرتب با پدر به کوهنوردی می رفتم و از همانجا به سنگ نوردی علاقه مند شدم

البته در این مسیر دوستان پدرم و مربیان من بسیار نقش مؤثری داشتند. همان سال اول به محض ورودم به این رشته، قهرمان استان و ششم کشور شدم.

-چه شد که به ورزش دو و میدانی روی آوردید؟

سال 95 قبل از انتخابی تیم ملی سنگ نوردی، به دلیل شدت تمرینات، از ناحیه کتف آسیب دیدم و نتوانستم به مسابقات بروم. این آسیب دیدگی همچنان ادامه دارد و به همین دلیل مجبور شدم رشته سنگ نوردی را کنار بگذارم. خرداد ماه 96 از طریق مدرسه وارد رشته دو و میدانی ماده 110 متر با مانع شدم. از کلاس نهم به طور حرفه ای اقدام کردم و در ماده 400 متر با مانع نیز شروع به فعالیت نمودم.

به دلیل اینکه در سطح مدارس، ماده 400 متر وجود ندارد، بنابراین مجبور شدم با 110 متر شروع کنم تا بتوانم به 400 متر با مانع برسم.

افتخارات شما در سنگنوردی و ژیمناستیک را شنیدیم، از افتخارات در دو و میدانی بگویید:

اولین بار در سال 96 در مسابقات دو و میدانی کشوری مدارس شرکت کردم  و موفق به کسب مقام سوم کشوری در پرش طول شدم.

در تیرماه 97 دو طلا در مسابقات منطقه ای شیرازکسب کردم. همان موقع در مسابقات 300 متر با مانع دانش آموزی ایران که در شهرکرد برگزار شد، موفق به کسب مقام قهرمانی شدم. در مرداد 97 نیز طلای 110 متر با مانع ایران را به دست آوردم. در آبان ماه 97 طلای 400 متر با مانع کشوری را کسب کردم.

من توانستم رکورد ایران را بزنم و این رکورد با 54 ثانیه و 67 صدم ثانیه در اختیار من است. بعد از رکودزنی، از طرق فدراسیون به عنوان نخبه ورزشی معرفی شدم و به تیم ملی دعوت شدم. بعد از کسب این عناوین 5 ماه وارد اردوی تیم ملی شدم.

-کمی از اجحافی که در حق شما در زمان انتخابی تیم ملی برای مسابقات آسیایی هنگ کنگ 2019 صورت گرفت، صحبت کنیم:

همانطور که گفتم 5 ماه در اردوی تیم ملی بودم و همزمان درس هم می خواندم. آن موقع زمستان بود و سختی کار دوچندان می شد. بعد رکورد گیری، من رکوردهای 54 ثانیه و 80 صدم و 54 ثانیه و 84 صدم را داشتم. ولی با این حساب همچنان از سایر بچه ها، رکورد بهتری داشتم. نفر بعد از من 5 ثانیه رکوردش با من اختلاف داشت. ما 21 نفر بودیم و باید 20 نفر انتخاب و یک نفر خط می خورد. 4 روز قبل از اعزام، اسم به طور ناباورانه ای من از تیم ملی خط خورد. من رکورد دار ایران بودم و هستم و همان موقع با اینکه نتوانستم رکورد قبلی ایران را که در اختیار خودم بود، بشکنم ولی با این حساب همچنان اول تیم ملی بودم و نفر دوم 5 ثانیه با من اختلاف داشت.

پدرم بلافاصله بعد از اینکه اسمم خط خورده شد، با همکاری آقای کریم آزاد، با آقای سعادت (نماینده دشتستان) تماس گرفت و ماجرا را گفت. آقای سعادت نیز بلافصله از طریق وزارت پیگیری کرد و با وزیر ورزش و معاون آن تماس گرفت و علت را جویا شد. آنها نیز بعد از پیگیری های متعدد گفتند که به دلیل اینکه من نتوانسته بودم رکورد خودم را بشکنم، از اردو خط خوردم. فقط همین!!!! با اینکه رکورد ایران همچنان در اختیار من بود ولی جوابی جز این نداشتند. با بررسی های صورت گرفته از طریق آقای سعادت، متوجه شدیم اصلا هیچ ورزشکاری به جای من به اردو فرستاده نشده بود. یعنی ما در ماده 400 متر با مانع هیچ نماینده ای نداشتیم. خیلی عجیب بود همان موقع 5 نفر در اردوی تیم ملی مصدوم بودند ولی من با آمادگی تمام و رکورددار بودن، خط خوردم!!!!

ما پیگیری کردیم ولی دیگر دیر شده بود و تیم ملی به مسابقات اعزام شد. از لحاظ روحی خیلی ضربه خوردم ولی چند روز بعد توانستم مصمم تر به تمرینات ادامه دهم. هدف من المپیک بود و این اقداماتی که علیه من صورت گرفته بود نتوانست مرا از هدفم بازدارد. بعد از اعتراضی که داشتیم، رئیس فدراسیون گفت که در مسابقات آینده از من حمایت می کند، ولی خب این جواب قانع کننده ای برای من نمی شد. من می توانستم طلای آسیا را کسب کنم ولی این طلا بدون دلیل قانع کننده ای از من گرفته شد.

جالب است بدانید که در همین مسابقات آسیایی، نفر اول آسیا نیز نتوانست حتی دومین رکورد مرا بشکند. رکورد اولین نفر آسیا 55 ثانیه و 9 صدم ثانیه بود که با رکوردهای ثبت شده از من خیلی فاصله داشت.

تیم قطر در این مسابقات، دونده ای از آفریقا به کار گرفته بود و بعد از کلی هزینه و سرمایه گذاری، این دونده مقام سوم را کسب کرد. چرا ایران با وجود این همه استعداد نباید مقامی کسب کند؟

در همین مسابقات، در تیم ایران، از 20 نفر اعزامی، 15 نفر دونده بودند که از این 15 نفر تنها 1 نفر مدال برنز کسب کرد.

بعد از آن برای مسابقات جهانی کرواسی، به تیم ملی دعوت شدم ولی به نشانه اعتراض قبول نکردم. مقامات استانی اصرار داشتند که به در مسابقات شرکت کنم ولی من هم به نشانه اعتراض هم به دلیل اینکه می خواستم از لحاط روحی و جسمی خودم را بازسازی کنم، انصراف دادم. من در اولین سال حضورم در این رشته، مقام اول ایران را کسب کردم و در حال حاضر در رنکینگ جهان، رتبه 10 را دارم. مطمئنم در آینده در این رنکینگ جهانی بهتر ظاهر می شوم.

-این اعتراض تا کی ادامه دارد؟

من به هر حال چند روز بعد از این اتفاقت توانستم روحیه خودم را به دست بیاورم و به دلیل اینکه هدف من المپیک است، هیچوقت باز نمی مانم. و هم اکنون در حال آماده شدن برای قهرمانی نوجوانان جهان هستم. تا کنون کسی نتوانسته رکوردم را حتی در آسیا بشکند.

-آیا ورزش به طور حرفه ای به درس و تحصیل شما آسیب زده است؟

خیر- من با برنامه ریزی که دارم، هم به درسم می رسم هم به ورزش. ابتدا معلمان، دوستان و حتی مادرم مخالف حرفه ای کار کردن من در ورزش بودند و اصرار داشتند که بیشتر به تحصیلم توجه کنم. ولی وقتی موفقیت های مرا دیدند نه تنها تشویقم کردند بلکه بسیار از من حمایت کردند. معلمان و مدیر و معاون مدرسه بسیار زحمت کشیدند و حتی هنگامی که در اردوی تیم ملی به سر می بردم، کلاس خصوصی برای من برگزار کردند تا از درسم عقب نیفت، به خصوص آقایان دیورش و حیاتی. مدیر مدرسه شاهد آقای کهزادی نیز بسیار از من حمایت کرد.

تا کنون ورزش چه تأثیری بر زندگی شما داشته است؟

هرچه اسم و رسم و اعتبار دارم از ورزش است.

-بدترین خاطره خود در ورزش را بگویید:

خط خوردن از تیم ملی

-بهترین خاطره؟

سال 97 که کل مسابقات را طلا گرفتم.

-مربیان شما چه نقشی در موفقیت شما داشتند؟

من همیشه مربیان خیلی خوبی داشتم. در رده دانش آموزی با حمایت آقای ایمان منصوری وارد دو و میدانی شدم. آقای منصوری توانست من را استعدادیابی کند. مدتی زیر نظرش و بعد از آن زیر نظر مربی اصلی دو و میدانی شهرستان، احمد دهقان کارم را ادامه دادم. آقای دهقان یکی از مربیان سرشناس کشوری است که شاگردان بسیاری حتی در زمینه بین المللی دارد که در حال حاضر نیز زیر نظر او کار می کنم. همزمان با رفتن من به اردوی تیم ملی، آقای دهقان نیز به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شد و وقتی اسم من از تیم ملی خط خورد، آقای دهقان به دلیل اعتراض به این موضوع  و به دلیل حمایت از من، از فدراسیون کنار گذاشته شد و از مربیگری تیم ملی حذف شد.

-شما چه انتظاری از مسئولین دارید؟

واقعیت این است که چه الان چه در زمانی که در اردوی تیم ملی به سر می بردم، تمام هزینه ها ایاب و ذهاب، لباس ورزشی و حتی کفش ورزشی را خودم پرداخت می کردم. البته آقای کمارنج و آقای دهقان گاهی کمک هایی می کردند. ناگفته نماند یک بار که برای مسابقات بزرگسالان انتخاب شدم، تنها چند ساعت قبل از آن به من اطلاع دادند که انتخاب شده ام و باید سریعاً خودم را به تهران می رساندم. با تماس با اعضای شورا، آنها به سرعت بلیطی تهیه و مرا به تهران فرستادند. در همان مسابقات موفق به کسب مقام شدم.

جا دارد از آقای کریم آزاد نیز تشکر کنم که از من حمایت کرد و در مورد مشکل خط خوردن از تیم ملی سریعا با آقای سعادت تماس گرفت و پیگیر ماجرا بود. همچنین آقای دکتر هوشیار (رئیس اداره کل تربیت بدنی دانش آموزی) که همیشه حامی من بود. برای مسابقات دانش آموزی جهانی اصرار داشت که در مسابقات شرکت کنم ولی من به نشانه اعتراض شرکت نکردم. از مسئولین انتظار دارم طبق قول و وعده هایی که دادند، حمایت کنند. از آقای بهبهانی نیز کمال تشکر را دارم.

-آرزوی شما چیست؟

آرزوی من شرکت در المپیک و کسب مدال است. البته دوست دارم در آینده مربی شوم.

-آیا در شهرستان برای رشته شما، امکانات وجود دارد؟

امکانات تخصصی رشته دو و میدانی، پیست تارتان می باشد که متأسفانه در شهرستان وجود ندارد. ما در حال حاضر روی زمین چمن تمرین می کنیم. درست است ما پیست نداریم ولی مربی خیلی خوبی داریم که جبران کمبود پیست را می کند. البته قبل از رفتن به مسابقات به بوشهر می روم و در پیست آنجا تمرین می کنم.

-به نظر شما دیدگاه مردم نسبت به ورزش چیست؟

به دلیل مشکلات مالی که در حال حاضر در کشور وجود دارد، کمتر کسی به ورزش حرفه ای می پردازد. در استان ما استعدادیابی کمی وجود دارد و به همین دلیل خانواده ها زیاد از ورزش حرفه ای فرزندان خود، حمایت نمی کنند. یک دست لباس ورزشی دو و میدانی، بیش از 2 میلیون است و کفش حرفه ای آن، نیز به همین صورت. بنابراین نیاز به حمایت بیشتری وجود دارد.

-آینده دو و میدانی شهرستان را چگونه می بینید؟

ما قهرمانان زیادی در دو و میدانی استان داریم. از طرفی مربیان بسیار خوبی و همچنین استعدادهای فوق العاده ای داریم. با وجود امکانات، مطمئناً آینده روشنی خواهیم داشت.

-تاکنون نا امید شده اید؟

من از 5 سالگی هدفم المپیک بود و تا زمانی که به هدفم نرسم، ناامید نمی شوم.

-حرف پایانی؟

از همه مردم، مربیان، معلمان، مدیران و دوستانم تشکر می کنم. از آقای مهدی مهدی و علی اکبر غلامی و اسماعیل آورا کمال تشکر را دارم و امیدوارم مثل همیشه حمایت هایشان برقرار باشد. از مادرم بسیار تشکر می کنم که همیشه از من حمایت کرد.

-نظرتان در مورد سایت دشتستان بزرگ چیست؟

باعث افتخار بود که به دفتر شما آمدم. مرتب خبرهای سایت را دنبال می کنم. خبرهای بسیار خوب و دسته اول می گذارید.

در پایان با آقای حسین بی باک پدر دانیال بی باک نیز که همراه فرزندش به دفتر دشتستان بزرگ آمده بود، مصاحبه ای کوتاه انجام دادیم که خواندنش خالی از لطف نیست:

-لطفا خودتان را معرفی کنید:

حسین بی باک هستم فرزند شکراله بی باک. از دوران دانش آموزی دو و میدانی کار کردم. والیبال را با مربی گری آقایان غلام غلامی و ناصر راستی از دوران دبستان شروع کردم و توانستم مقام استانی و کشوری کسب کنم. بعد از آن از باشگاه های متعددی پیشنهاد داشتم. یک فصل برای باشگاه ایران جوان بازی کردم و تیم های دیگر نیز خواستار من بودند که ادامه ندادم. بعد از آن ورزش های رزمی (کونگ فو) را از سال 65 با مربیگری سعید میریوسفی ادامه دادم. سپس به سربازی رفته و مدتی رزمی کاری را کنار گذاشتم و در سال 67 کوهنوردی را شروع کردم. بعد از آن به دلیل مشکلات زندگی، 10 سال ورزش را کنار گذاشته و در سال 87  به صورت حرفه ای ورزش کوهنوردی را مجددا شروع کردم. در سال 89 گروه کوهنوردی پرراس را تأسیس کردم. از سال 95-93 توانستم نقشه ای از کوه های دشتستان (از سوک تا دالکی) ترسیم کنم. این نقشه های توپوگرافی برای آشنایی با کوه های منطقه بسیار مفید است. در این مدت دوره های کامل کوهنوردی (کوهپیمانی، سنگنوردی، برف و یخ، امداد و نجات، نقشه خوانی و ...) را نیز گذراندم. در حال حاضر با هیئت کوهنوردی استان نیز همکاری می کنم و تصمیم دارم گروه کوهنوردی را به باشگاه تبدیل کنم. افراد گروه کوهنوردی ما حتی موفق به صعود به قله های بین المللی نیز مانند قله کلیمانجارو شدند. در زمینه کوهنوردی استعدادهای خوبی وجود دارد. آقایان محمود صداقت، بهروز ابوالفتحی و حسن ابراهیمی از اعضای خوب گروه ما هستند.